تولد: 5 مهر1336 ، آبادان  پدر: سهراب رضایی  مادر : منیژه شیرازی
 ازدست دادن پدر: در6سالگی زندگی با مادر و 4خواهر ملیحه ، تهمینه، جمیله و شهره
  تحصیلات: فارغ التحصیل رشته ماشینهای کشاورزی از دانشگاه شیراز سال 1359
 ازدواج: سال 1360 با شهین روحانیان ، چند سال زندگی در شمال ایران
  فرزندان: دو دخترمارثا، مأمن و یک پسر پیوند
  اولین دستگیری: سال 1384 درشیراز – انتقال به اوین – آزادی با وثیقه
  دستگیری دوفرزند:سال 1385 برای فعالیتهای انسان دوستانه به کودکان بی بضاعت مارثا و مأمن دستگیر و سپس آزاد شدند
  عضویت در یاران ایران: به عنوان یکی از هفت نفر هیئت مدیره ملی جامعه بهائیان ایران در سال 1385
  دستگیری مجدد:  اردیبهشت 1387 که تاکنون در زندان می باشد
  محکومیت: 20 سال بوسیله قاضی مقیسه رئیس شعبه 28 دادگاه انقلاب اسلامی
  زندان فعلی: سالن12 - بند4 - زندان رجائی شهر   بیشتر

c
b

کوچه باغ تنهایی

آواهای درونی عشق و رنج یک زندانی در قالب کلام 

 دفتر اول:از تبار نارنج       سروده های زندان اوین

    - آواز سارعاشقانه ها

    - تیر در پرتاب

    - بیشتر

 دفتر دوم : غربت   سروده های زندان رجائی شهر                  

   - تاوان - به مناسبت هفتمین سالگرد دستگیری یاران ایران icon13

   -شاخه ی زیتون

   - بیشتر

a

This article reviewed some basic info to keep in view, as well as how you can find options to order medications. Antabuse blocks an enzyme that is involved in metabolizing alcohol intake. Used as part of a treatment plan for problem drinking. Sometimes people are looking for medications to resolve sexual health problem. Below are twelve steps about "is generic viagra safe". Did somebody tell you about "where can i buy viagra online safely"? Numerous drugstores describe it as "is it safe to buy viagra online". After all, there are some of possible explanations and health care providers are ordinarily able to pinpoint your problem through psychological tests. Many patients using this generic generally do not have potentially serious side effects to Viagra. Qualified health care professional will review your information, provided remedies, including Viagra, is seemly for you.

چرا حباب

 "قصه های حباب"

روزگاری وجودی ناچیز قصد پرواز داشت . چگونه می توان از عالم خاکی به فضای لایتناهی پرواز نمود؟ آیا می توان پرنده شد و به آسمانها پر کشید؟ بالهای پرواز را چگونه باید به دست آورد؟

نشانه ای از دوست به یاد داشت: " به پرهای شادمانی در هوای محبت رحمانی پرواز کن". ولی آیا می توان بدون صبر شادمان بود؟ چگونه می توان در بلایا و در میان سجن صابر باشم؟ با مولای خویش راز و نیازها نمود. دعائی از عمق وجود. بدون زانو باید به رکوع رفت، پیشانی بر خاک گذاشتن کافی نیست به تمامی جسم و روح باید در برابرش به خاک افتاد. بارش چشم کافی نیست، دل باید ببارد. و این وجود ناچیز طلب صبر نمود و او صبر عطا نمود تا صابر شود.

بارالها صبرکافی نیست باید شاکر بود. پس چشم ها را خشک کرد و دل را از حزن، پاک. درمحنت، محبت یافت و در سردی، حرارت . درنقمت، نعمت دید . و در زهر، شهد و مولای او بار دیگر شکر را بر روح و قلبش جاری ساخت تا شاکر شود. با چشم خشک و دل پاک از حزن و اندوه بدرگاهش شاکر بود ولی در دل هوای دیگری داشت. صبر و شکر کافی نیست. باید پرواز کرد ، باید پرنده شد.

بارالها مرا ببخش ، پر پرواز می خواهم. نمی خواهم فقط صابر باشم و ترا شکر گویم. نمی خواهم فقط حبس را ایوان بینم ، و زهر را چون شهد بنوشم و ترا شاکر باشم. سروری می خواهم تا به پرهای شادمانی درهوای تو پرواز کنم. خدایا پر عنایت کن ، پر پرواز . و او پر عنایت کرد ولی پرواز ممکن نشد. وجود سنگین و زمینی او آنچنان بود که با هیچ بالی قادر به پرواز نبود. سالیان دراز زمینی زیستن آنچنان پای را در گل کرده بود که با پرهای شادمانی هم پرواز ممکن نبود، پرهای ظریفی که گاه دست خوش حوادث زمانه می شدند و از رویش باز می ایستادند.

دل هوای پرواز داشت ولی جسم و روح ناتوان تر از آن بود که جشن پروازی را ممکن سازد. باید خفیف شو اگر نمی توانی هیچ شوی ، از هوای دوست سرشار شو. آیا می توان حباب آسا چون حکمت دوریه شوقیۀ عیش و طرب نمود.

داستان حباب قصه ای عجیب . هر کس او را می بیند یا خود می گوید: وه چه پروازی، چه لطافتی. درخشنده است و انعکاسی از رنگین کمان - تنها اوست که می داند از خویشتن چیزی ندارد آنچه هست از دم مسیحایی دوست و از نفس زندگی بخش اوست.

او زنده از آن است که در خویشتن نبیند

جز یک دم و آندم همه از دوست بود

در ذهن حباب فرار از چیزیست که همه بسویش جذب می شوند. فرار از زمین. و به این فرار مقصدی دارد ، تا اوج پرواز کردن ، تا اوجی که او از نظرها محو کند و فنای او از قضای لایتناهی محقق شود نه درعالم خاکی. خود می داند اگر در زمین بماند یا کوچکترین برخورد با نوک خاری، یا کمترین تماس با هر شی زمینی نابود می شود بدون اینکه فرصت پرواز داشته باشد. خدایا حال که دم مسیحایی خود را دمیدی فرصت پرواز درهوای دوست را عطا کن. بارالها به فضل خود از خاک بلند نمودی به عدل به خار زار زمین بازنگردان.

System.String[]System.String[]System.String[]