تولد: 5 مهر1336 ، آبادان  پدر: سهراب رضایی  مادر : منیژه شیرازی
 ازدست دادن پدر: در6سالگی زندگی با مادر و 4خواهر ملیحه ، تهمینه، جمیله و شهره
  تحصیلات: فارغ التحصیل رشته ماشینهای کشاورزی از دانشگاه شیراز سال 1359
 ازدواج: سال 1360 با شهین روحانیان ، چند سال زندگی در شمال ایران
  فرزندان: دو دخترمارثا، مأمن و یک پسر پیوند
  اولین دستگیری: سال 1384 درشیراز – انتقال به اوین – آزادی با وثیقه
  دستگیری دوفرزند:سال 1385 برای فعالیتهای انسان دوستانه به کودکان بی بضاعت مارثا و مأمن دستگیر و سپس آزاد شدند
  عضویت در یاران ایران: به عنوان یکی از هفت نفر هیئت مدیره ملی جامعه بهائیان ایران در سال 1385
  دستگیری مجدد:  اردیبهشت 1387 که تاکنون در زندان می باشد
  محکومیت: 20 سال بوسیله قاضی مقیسه رئیس شعبه 28 دادگاه انقلاب اسلامی
  زندان فعلی: سالن12 - بند4 - زندان رجائی شهر   بیشتر

c
b

کوچه باغ تنهایی

آواهای درونی عشق و رنج یک زندانی در قالب کلام 

 دفتر اول:از تبار نارنج       سروده های زندان اوین

    - آواز سارعاشقانه ها

    - تیر در پرتاب

    - بیشتر

 دفتر دوم : غربت   سروده های زندان رجائی شهر                  

   - تاوان - به مناسبت هفتمین سالگرد دستگیری یاران ایران icon13

   -شاخه ی زیتون

   - بیشتر

a

This article reviewed some basic info to keep in view, as well as how you can find options to order medications. Antabuse blocks an enzyme that is involved in metabolizing alcohol intake. Used as part of a treatment plan for problem drinking. Sometimes people are looking for medications to resolve sexual health problem. Below are twelve steps about "is generic viagra safe". Did somebody tell you about "where can i buy viagra online safely"? Numerous drugstores describe it as "is it safe to buy viagra online". After all, there are some of possible explanations and health care providers are ordinarily able to pinpoint your problem through psychological tests. Many patients using this generic generally do not have potentially serious side effects to Viagra. Qualified health care professional will review your information, provided remedies, including Viagra, is seemly for you.

کل شعر بند های بی بند

                                                                      "بندهای بی بند"

قطعات و عبارات کوتاهی که تحت عنوان "بندهای بی بند" در این قسمت می خوانید عمدتا حاصل احساسات و تفکراتی هستند که در زمان های مختلف زندانی بودن در زندان اوین حاصل شده است.تعدادی از این "بندها" در هنگامی که مشغول خواندن کتابهای معدودی که در سلول در اختیار داشته ام به ذهنم خطور کرده است. بخصوص نوشته هائی که از دکتر "ویکتور فرانکل" روانشناس انسان گرائی که خود مشاهده کننده ای بی بدیل و تجربه گرائی بی نظیر در هنگام اسارت در زندانی ها و اردوگاههای کار اجباری آلمان نازی بوده است. او در آنجا این نکته اساسی را دریافت که باید ورای دردو رنج معنائی برای زیستن یافت چرا که" اگر چرائی زندگی را دریابیم با هر چگونگی خواهیم ساخت."

شاید بتوان بعضی ازاین رنج ها و دردها و معانی ماورای آنها را در "بندهای بی بند" یافت.

 

  •  اگر دعا اولین امیدم شد و نه آخرین آن ، آنرا شناخته ام
  •  ای اشکهای من ، ای حامی تنهائی ام ، باز هم بهاری باش
  •  در برابر طوفان فرزانه ام یا دیوانه؟ اگر از تو باشد دیوانه و اگر غیر تو فرزانه
  •  عشق مشارکت در رنج است و هم آوائی در شادی
  •  آواز خوشبختی را با نجوا می توان شنید نه با فریاد
  •  آنکه از خوشبختی همسایه خوشحال نگردد خوشبخت نشود
  •  ارواح بزرگ عیب خود را می بینند و کوچکان، آن دیگران
  •  آرامش ، تسلیم در برابر اراده اوست و طغیان در برابر غیر او
  •  مرگ از دست دادن آشنایان نیست ، بدست آوردن آشنایان قدیمی است
  •  خدایا ، هرچه خواستم داده بودی و هرچه نخواستم رهانیدی
  •  بلیت زندگی یکسره است همین که رفتی مقصدت را انتخاب کرده ای
  •  رنجهای ما ذغال سنگ وجود ماست یا به پایمان بسته می شوند یا ما را می سوزانند و یا ما آنها را می سوزانیم تا به جلو رویم
  •  همسرم ، دوستم ، زخمها و رنجهایم را بپذیر اینها ناب ترین و خالصترین پیشکش هایم هستند
  • ما اشکها را فرو می ریزیم و خداوند آنها را نگه می دارد
  •  عمر را سال به سال ، هفته به هفته و روز به روز از دست می دهیم در حالیکه لحظه به لحظه به ما عطا شده است
  • در هر ذره کوچک هزاران طرح و نقش خفته است و من یکی از آن ذراتم
  •  معجزه چیزی را به ما می گوید که نمی دانیم نه چیزی که وجود ندارد
  •  آیا ما ناخدای کشتی وجودمان هستیم که او را به هر جای می بریم یا مسافر آن که با آن می رویم
  •  ای خدای من دعایم را بپذیر، اشکهای من گواه منند تا تو حکم دهی به فارغ شدن قلبم از غم و دلم از خون
  •  اهمیت هر انسانی نه در سرنوشت او بلکه در چگونگی رویاروئی او با آن سرنوشت است
  •  کدامیک از قوای فوق العاده ما نمود پیدا می کند و کدام از میان می رود؟ اعتقادات ما و باورهای ما انتخاب گرند
  •  از تلخی امروز شیرینی فردا را می گیریم و یا از شیرینی دیروز آه و حسرت و افسوس امروز؟
  •  اگر رنجهایت را راست قامت و دلاورانه تحمل می کنی از هیچ چیز شرمنده مباش
  •  قانون الهی را به خاطر داشته باش بعد از سرمای زمستان رویش جوانه هاست ، بذرهای وجودت را مراقب باش
  •  آرامش ما در دیدن کنکاش گرانه جهانی وصف ناپذیر است ، جهانی در دسترس ، روح خود را بیابیم
  • خدایا آواهای درونی ام را بپذیر و هر چند در برابر نغمات تو طپشی بی صداست
  •  چه کسی می تواند سرمایه های وجود ما را به یغما ببرد ، به جستجوی کسی برنخیزیم ، دزد خانگی است
  • خدایا در رنج هایم صبر خواستم صابر نمودی ، شکر طلب کردم شاکر کردی حال شادی می خواهم تا پرنده شوم
  •  چه آتشی می تواند قلوب و ارواح یخ زده انسانی را ذوب کند تا با پیوستن به هم رودخانه ای شوند که ترمنش سکوت شب را درهم شکند؟ آتش رنج و یا آتش عشق
  •  شعر وزن و لطافت خود را از موسیقی دریا ، رقص برگ و سروش باد می گیرد و مایه خود را از ترنم عشق و رنج
  • خدایا با چشم خود ،خود را دیدم شاخه های خشکیده لایق آتش بودم و با چشم تو نگریستم گلهای وجود و هستی را بوئیدم
  •  ببخش و فراموش کن - آیا این اصل طلائی فقط امکانی برای تغییر آینده را به ما می دهد یا خود تغیری در گذشته ماست؟ چرا می پنداریم گذشته منجمد شده و از دسترس خارج است
  • خدایا طاقت ماندن ده یا راه گریز. یا راه باز نما و یا باز راه نما
  • بهتر آن است که دیگران بخواهند حرفی زنیم تا اینکه نخواهند حرف بزنیم
  • امید ، باور به تائید است برای باروری آرزوها
  •  بیش از آنچه بتوان گفت، دیدم و فراتر از آن فهمیدم
  • نماش دنیا حاصل ذهن و تفکر است ما و بازیگرانی در قالب های مادی و عینی است و نام این نمایش را واقعیت گذاشته ایم
  •  هنر ، ثبت رنج و عشق مردمان است در قالب زمان از دریچه نگاه هنرمند
  •  با کدامین چشم عدالت را می بینیم ، با چشمی که خودمان را می بینیم یا با چشمی که دیگران را می بینیم
  •  سرنوشت راههایی را پیش چشم ما می گشاید که خود قبلا آنها را ساخته ایم
  • ایمان ، باور به ممکن بودن ناممکن هاست و تلاش برای ممکن شدن آنها
  •  ایمان ، باور با تمام روح ، خواستن با تمامی قلب و تلاش با کمال عقل است
  • هنر، بیان شور و شوق عشق و دلدادگی و حرمان و رنج انسانهاست از اعماق جان تجربه گردد که باید از ورای پرده ای از اشک فهم شود در غیر این صورت آنچه خلق میشود و آنچه درک می شود چیزی جز های و هوی رنگ و لفظ و بعد نخواهد بود
  • زندگی ، راهی زمینی از تولد تا مرگ در عالم خاکی نیست. نردبانی از ازل تا ابدیت در عوالم الهی است
  •  در کوره راههای زندگی جرقه حاصل از برخورد آوای عقل و نوای قلب راه را می نمایاند
  • در رویاروئی با چالشهای زندگی اگر بایستیم به سراغمان می آیند و اگر فرار کنیم ما را از پا در می آورند. به طرفشان برویم تا واقعی انسان را ببینیم و از آنها نهراسیم
  •  زندگی خودش را آنگونه به ما نشان خواهد داد که به آن فکر می کنیم
  •  صداقت با دیگران نتیجه صداقت با خود است
  •  در حضور عقل ، تجربه ماوراء عقل ، گشودن پنجره ای ناب به عالم هستی است
  •  وجودی از من درون دیوار است و پا می زند و وجودی دیگر با ترنم آواهای درونی نظاره گر روئیدن گلها در مزرعه است
  •  آیا به همان اندازه که با خویشتن همدردیم ، درد آشنای دیگرانیم؟
  •  فهم ما از اقیانوس بشریت محدود به قطرات اطراف ماست ویا کل اقیانوس را در یافته ایم
  •  در مغاک عشق تنها نیستی ، درد و رنجی با تو است
  •  حیرانم که از فراق می نالم ، چون جان منی و همیشه با منی
  •  می خواهی باعث شادی خودت شوی و قلب فرشته ها را نیز شاد سازی ، شادی را به قلوب دیگران هدیه ده
  •  زندگی در این عالم فرصت و یا پرشی برای خوشبختی است
  •  داشته های ابدی ما ، آنهائی است که بخشیده ایم، ایثارهائی است که روا داشته ایم و قلوبی است که خشنود ساخته ایم
  •  شعری که درونی ترین احساسات انسان امروز را به جنبش و شور آرد و بر ذهن و روح نشیند شعر امروز است،خواه نو باشدخواه کهنه وشعری که چنین حالتی را در همه دوران داشته باشد شعر زمانه یا شعر بی زمان است
  • پیامبران در کلمات کهنه روح و معانی جدیدی می دمند و شعر ناب طنینی هرچند بسیار کمرنگ از این خلقت بدیع است
  •  توجه صرف به تحقق معانی تعالی نیست بلکه فراموش کردن خود و وقف خود برای معنائی که می تواند عشق و یا خدمت باشد تعالی را می آفریند و چه بسا که در رنج نشانه هائی از آن معنی را بیابی
  • زندگی توجیه ناپذیر تر از آن است که بتوانیم با ابداعاتی زمینی آن را توجیه پذیر کنیم
  •  فریادهای خفته در گلو و اشکهای خشکیده ورای چشم را تنها با گوش و چشمی از اعماق دل و جان می توان درک کرد
  •  گوش فرا ده به تو گفته خواهد شد نگاه کن همه اسرار پیش روی توست قلبت را به ترنم های ملکوتی بسپار تا هشیار وبیدار شوی و سرمست از باده شادمانی
  •  عشاق پس از فراق متولد می شوند و شاعران پس از مرگ
System.String[]System.String[]System.String[]